با توجه به بررسي هايي که در گذشته انجام شده و بر پايه کارهاي آمده در پروژه مي توان به صورت زير نتيجه گيري کرد:
1- واحد اصلي سازنده اسکارن گارنت دار ناحيه، همان توده بزرگ سينتيي تا مونزوسينتيي است که در ميان انباشته هاي کرتاسه تزريق گرديده است.
2- در حاشيه توده سينتيي تا مونزونيتي يک سري رگه ها و دايک هاي کوارتز سينتيي، کوارتز فلدسپات آهن دار و آپليتي مربوط به تحول ماگماي مورد سخن ديده مي شود که در واحدهاي اسکارن و سنگهاي ميزبان تزريق گرديده است.
3- رگه هاي تاخيري وابسته به توده اصلي که بدون تبعيت از نظم خاصي در زون اسکارن تزريق گرديده موجب کاني سازي گارنت

علي الخصوص در همبري خود با سنگ ميزبان مي باشند و به ديگر سخن ترکيب اين رگه ها به عنوان منبع تغذيه کننده گارنت در ارتباط تنگاتنگ بوده و نقش آنها را در کاني سازي گارنت و تنگستن مي توان محتمل دانست.
4- زونهاي گارنت دار جنوب بکتر که به صورت منفرد منفک از هم بوده و به گونه يک مجموعه ديده مي شوند نسبت به ساير زونهاي ديگر از نظر دارا بودن درصد گارنت غني تر، سهل الوصل تر و با امکان استخراج و بهره برداري آسان تر مي باشد. مجموع ذخاير محاسبه شده در کل منطقه 24 ميليون تن اسکارن گارنت دار مي باشد که از اين ميان حدود 5/18 ميليون تن آن مربوط به ناحيه بکتر جنوبي و 5/5 ميليون تن آن به ناحيه شمال بکتر اختصاص دارد. مطالعاتي که در گذشته صورت پذيرفته کاني سازي تنگستن در اين ناحيه را بسيار محتمل دانسته و منشاء آنرا به دو گونه هيدروترمال رگه اي در ارتباط با پلوتونيسم و ديگري را از نوع اسکارن نسبت داده و اضافه نموده اند که ميزان تنگستن در تيپ رگه اي 500 تا 800 گرم در تن و در زون اسکارن بسيار بالاتر و ميزان 3500 گرم در تن بوده و چشم انداز اقتصادي بسيار بالايي را براي اين عنصر در منطقه تصور مي نمايند، اگر چه به رغم نظر کارشناسان مربوطه هيچگونه آثار و نشانه اي از تنگستن در مطالعات کاني شناسي و کاني سنگين آن در منطقه گزارش نگرديده است