مقصود از راهنماهای اکتشاف مواد معدنی، نشانه هايی است که نشانگر وجود کانسار در محل
هستند. در ضمن عمليات اکتشافی ممکن است به يک يا چند نشانه از اين گروه برخورد شود که در

بسياری موارد، به يافتن محل اصلی کانسار کمک می کند.
نشانه های محلی
بسياری از معادن امروزی ايران نه براساس کاوش های علمی، بلکه به کمک اطلاعات و نشانه های
محلی کشف شده و به بهره برداری رسيده اند. مهم ترين نشانه های محلی به شرح زيرند:
اطلاعات مردم محلی: چوپانان و شکارچيان محلی، مبنع اطلاعاتی مهم درباره
مواد معدنی محل هستند. اين قبيل افراد ضمن رفت و آمدهای خود در ناحيه، ممکن است رخنمون
يا قطعاتی از ماده معدنی را مشاهده کنند و در صورتی که نمونه يافت شده برای آنان جالب باشد، ممکن
است آن را به معدنکاران اطلاع دهند. به هرحال، استفاده از اين اطلاعات بسيار سودمند است.
اثرات معادن قديمی: آثار حفريات قديمی معدنکاری، که به نام کارهای شدادی
معروف است، در بسياری از معادن امروزه کشور ما به چشم می خورد که از جمله آن می توان معدن
سرب آهنگران، معدن سرب و روی نمار، معدن مس عباس آباد، آثار استخراج سنگ در کوه رحمت
تخت جمشيد، معدن آهن قديمی شاهبولاغ در زنجان، معدن سرب قديمی کلونگاه در اليکا، معدن
قلعه زری در بيرجند و معدن سبرز در انارک را نام برد. اين آثار هميشه قابل رؤيت نيستند بلکه در اين
مورد نيز می توان از اطلاعات مردم محلی استفاده کرد.
اثرات کوره های ذوب قديمی: از آنجا که در قديم وسايل حمل و نقل محدود
بوده است و مواد معدنی استخراج شده را نمی توانستند تا فاصله زياد حمل کنند، لذا در بسياری از
موارد، در حوالی معدن قديمی، ماده معدنی را ذوب می کرده و به مصرف می رسانده اند که بقايای آن
به صورت سنگ های ذوب شده، کمابيش امروزه نيز در حوالی معادن قديمی ديده می شود. در بسياری
نقاط ايران از جمله کرمان، شاهرود و ملاير اين آثار ديده می شود.
در اطراف توده مواد ذوب شده، معمولاً بقايای کانی های اوليه را نيز می توان مشاهده کرد که اين
خود، نشانه گويايی بر وجود کانسار در منطقه است.
توجه به اسامی محلی: بسياری از نام های قديمی روستاها و آبادی های ايران
وجه تسميه معينی دارند که در پاره ای موارد ممکن است گويای وجود مواد معدنی يا ساختار مناسب
برای تشکيل اين مواد در اطراف روستا باشد.
در حوالی ده سرچشمه که بزرگ ترين کانسار شناخته شده مس ايران در حوالی آن واقع است،
آبگيری موسوم به زنگار وجود دارد و علاوه بر اين، ده نزديک آن به نام زنگالو ناميده می شود که خود
مؤيد وجود مس در اين ناحيه است. در حوالی معدن سرب آهنگران که حاوی مقدار قابل توجهی آهن
نيز هست، ده قديمی آهنگران وجود دارد. در حوالی دهکده زاج کان (معدن زاج) قزوين کانسار مهم
آلونيت يافت می شود. معدن تالمسی (تل= توده ) در مجاورت دهی به همين نام قرار دارد که مؤيد وجود
مس است.
معدن زغال سنگ تزره (البرز شرقی) در مجاورت دهی به همين نام قرار دارد که وجه تسميه
يعنی محلی که ته آن حاوی زر و مواد گرانبها است، « ته زره » ده مزبور را افراد قديمی محل به صورت
می دانند.
٣٩
در حوالی اردبيل چشمه معدنی مهمی وجود دارد که به نام سردابه معروف است و افراد قديمی
واژه آذری به معنی داروی مرض زردی يا يرقان) بوده که ) « ساری داوا » محل معتقدند که نام اصلی آن
به مرور به اين شکل درآمده است.
از اين مثال ها در نقاط مختلف ايران فراوان می توان يافت که در آنها نامگذاری در ارتباط با
مواد معدنی مختلف انجام گرفته است.
۷ ۳ قسمت های دگرسان شده سنگ ها
دگرسانی سنگ ها در خلال تشکيل مواد معدنی، از جمله راهنماهای اکتشاف به شمار می آيد.
در بعضی موارد وجود کانی ها و سنگ های ناشی از دگرسانی در قسمت های سطحی نشانه وجود ماده
در قسمت های زيرين است. اين دگرسانی ها مخصوصاً در مورد کانسارهای گرمابی، اهميت بيشتری
دارد.
در بسياری موارد، قسمت های دگرسان شده، خود رخنمون سطحی ندارند اما از آنجا که
به صورت هاله ای ماده معدنی را احاطه کرده اند، ممکن است ضمن حفريات اکتشافی اعم از ترانشه،
گمانه يا تونل، اين قسمت های دگرسان شده رؤيت و به کمک آن توده ماده معدنی اصلی کشف شود
ماده معدنی
۱ تظاهر منطقه دگرسان شده در يک ميانبر اکتشافی
منطقه دگرسان شده
ميان بر
منطقه دگرسان شده در
ميان بر ديده می شود.
تمرکز مواد معدنی
معمولاً پس از اينکه سنگ ها در اثر عوامل هوازدگی در سطح زمين متلاشی شدند، کانی های
سنگين و نيز آنهايی که در برابر عوامل شيميايی مقاوم اند، در اثر نيروی ثقل و آب های سطحی به
اکتشافات معدن
قسمت های پايين دست حمل می شوند. مشاهده چنين موادی نشانه وجود کانسار در قسمت های
بالا دست است.
قطعات کانسنگ
قطعات کانسنگ يا قطعات حاوی کانسنگ که در رسوبات يخچالی يا واريزه ها و آبرفت ها ديده
می شود، راهنمای با ارزشی در پی بردن به وجود ماده معدنی است. با مطالعه ترکيب کانی شناسی اين
قطعات و ميزان صيقلی شدن آنها، می توان ترکيب ماده معدنی اصلی و فاصله آن از محل پيدا شدن قطعه
را تا حدودی شناسايی کرد.
مسافت لازم برای صيقلی شدن کامل قطعات کانسنگ، از سويی به جنس، مقاومت، سختی، وزن
مخصوص و ابعاد قطعه بستگی دارد و از سوی ديگر به جنس و ابعاد موادی که در مسير حرکت آن
قرار گرفته اند نيز وابسته است.
هاله های تفرقی
معمولاً فصل مشترک ماده معدنی با سنگ های اطراف آن به صورت يک مرز دقيق و مشخص
نيست و غالباً سنگ های درونگير توده ماده معدنی، به ويژه در نزديکی ماده، حاوی ذرات کانی هستند.
بدين ترتيب، در اطراف ماده معدنی در داخل سنگ های درونگير، هاله ای وجود دارد که محتوی درصد
قابل توجهی از اجزای ماده معدنی است و اين هاله به نام هاله تفرقی خوانده می شود.
علاوه بر هاله تفرقی، ترک و شکاف سنگ ها در اطراف ماده معدنی در اثر عبور محلول های
حاوی ماده معدنی نيز از اين ماده پرمی شود و به صورت زوايد کانه دار در می آيد. به هر حال، وجود هاله
تفرقی و زوايد ياد شده، راهنمايی برای اکتشاف ماده معدنی اصلی به شمار می آيد.
برحسب چگونگی تشکيل اين هاله ها، آنها را به دو گروه اوليه و ثانويه تقسيم می کنند:
هاله و زوايد اوليه در نتيجه همان فرآيند تشکيل دهنده ماده معدنی اصلی به وجود می آيند. در
اين هاله ها و زوايد، معمولاً ماده معدنی به صورت اجزای ريز و به حالت پراکنده است و به وسيله همين
مشخصه می توان آنها را شناسايی کرد.
هاله تفرقی ثانويه در نتيجه تخريب شيميايی و مکانيکی و نيز اکسايش ماده معدنی و هاله تفرقی
اوليه، به ويژه در نزديکی سطح زمين تشکيل می شود.
نشانه های گياهی
در بسياری موارد، خاک های حاصله از هوازدگی کانسارهای مختلف، با توجه به اينکه مواد
مختلفی دربردارند، استعداد پرورش گياهان و درختان خاصی را دارا هستند که اين گياهان نيز به عنوان
راهنما، در تجسس کانسارها به کار می روند.
نوع خاک موجود در مجاورت کانسار ممکن است سبب شود که گياهان خاصی رشد بيشتری
پيدا کنند و يا اينکه تعدادشان زيادتر شود.
يکی از مواردی که در ايران به چشم می خورد، وجود بوته های سماق در حوالی بعضی از معادن
سرب و روی است که امکان دارد در ارتباط با اين ماده معدنی باشند. همچنين در خاک های مجاور
طبقات زغال دار، بوته های زرشک، رشد قابل توجهی پيدا می کنند که ممکن است با زغال و مواد همراه
آن بی ارتباط نباشند.